ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - اصل يكم
اكنون كه ثابت شد انسان يك ماشين ساخته شدهء قوانين طبيعت محض نيست ، مى پردازيم به اثبات اين كه با نظر به سرگذشت انسان از تمام ديدگاههاى علمى و فلسفى ، انسان موجودى نيست كه در مشتى گوشت و خون و استخوان و اعصاب خلاصه شود كه با عوامل جبرى گام باين دنيا مى گذارد و چند روزى مانند آلت ناتوان در دست عوامل طبيعت و نيرومندان زندگى ميكند و مى رود . ما براى اثبات اين حقيقت كه تنها راه دفاع از انسان و انسانيت است شش اصل را بطور اختصار متذكر مى شويم :
اصل يكم - تا كنون صندوق در بستهء محيط و اجتماع و خود خواهى نتوانسته و نمى تواند انسان آگاه را در درون خود زندانى كند . دليل درستى اين اصل را از تاريخ طولانى و پرفراز و نشيب بپرسيد ، خواهيد ديد : بشر موجوديست كه هر وقت در هر موقعيتى از زندگى با يك عدّه اصول راكد قرار بگيرد ، همين كه محدوديت آن موقعيت را با يكى از ابعاد روانىاش دريافت ، هواى شكستن آن صندوق درون او را اشغال مى نمايد ، اگر چه آن موقعيت آزادى مطلق بنام بىبند و بارى بوده باشد .
آيا ريشهء اين سدّ شكنى طغيانگرى حيات او است آيا ريشهء آن در حسّ گريز از جبرهاى بافته شده با دست طبيعت و انسانهاى ديگر است آيا عامل جداگانه و مستقلَّى در درون او براى حركت تكاملى آزادانه ميباشد آيا از آن جهت است كه هر موقعيتى كه انسان را در بر مى گيرد ، چون در حال ارتباط با ساير عوامل انسانى و جهانى داراى سيستم باز است ، لذا چه بخواهد و چه نخواهد ، بالاخره آن موقعيت نمى تواند غير قابل نفوذ بوده باشد آيا ريشهء برترى جويى آدمى بر موقعيت سيستم بسته نما ، عبارتست از اين كه انسانها با اين كه در ميان انواعى از زنجيرهاى تاريخ و محيط و وراثت و عناصر درونى