ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - مگر دروغ جز زبونى و بىشخصيتى علت ديگرى دارد
نظر به فاسدتر بودن جنگ و پيكارى كه جان و شخصيت را در معرض نابودى قرار مى دهد ، منتفى كردهام ، يعنى با استفاده از آن قدرت قانونى كه مذهب و مقررات انسانى بمن داده است ، عامل فساد را نابود ساختهام ، چنانكه با وسايل آتش نشانى كتابخانه را از سوختن نجات مى دهم .
از اين بحث روشن مى شود كه دروغ براى مرتفع ساختن فساد ، نبايستى از وظيفهء قانونى خود تجاوز نموده ، براى جلب نفع و يا دفع آن آسيب شخصى كه عدالت براى من ببار آورده است ، بكار برده شود . جز اين مورد خاصّ كه بيان كرديم ، قانون عمومى انسانى صدق و دورى از دروغگويى است . كسى كه از اين قانون تعدى مى كند ، بطور قطع شخصيت ندارد و كسى كه شخصيت ندارد ، انسان - نمايى است كه همواره مشغول تباه ساختن خود و ديگران مى باشد .
با اين توصيفى كه در بارهء راست و دروغ گفتيم ، پاسخ اين سؤال را كه آيا على بن ابي طالب ( ع ) در گفتار و كردارش صادق است از همهء تواريخ و از دشمن و دوست و از آشنا و بيگانه مى شنويم كه على ( ع ) صادق و رستگار است .
پاسخ اين سؤال را از مورد ديگرى هم مى توانيم دريافت كنيم ، اين مورد قدرت بىنظير و حساس شخصيت على بن ابي طالب ( ع ) است ، قدرتى كه كمترين دروغ و انحراف از واقعيات در يك لحظه تباهش مى كند .
اين يك قانون كلى است كه هر اندازه شخصيت و قدرت و حساسيت آن ، كه از مطلق درونى آبيارى شود ، يك هزار ميلياردم واحد انحرافى كه اشخاص معمولى را متزلزل نمى كند ، آن شخصيت را تباه مى سازد . بياد داريم كه صاحبنظران تاريخ چگونه در بارهء قدرت و حساسيت شخصيت على ( ع ) و آبيارى شدن آن دو از مطلق والاى روحى او ، داد سخن دادهاند .
٣ - « فَوَ الله الَّذى لا اله الَّا هُوَ انىّ لَعَلى جادَّةِ الحَقِّ » [١] .
( سوگند بخدايى كه جز او خدايى نيست ، من در جادهء حق قدم برميدارم ) .
[١] ط ١٩٦ ج ٢ ص ١٩٧ .