ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - اصل دوم
وقتى كه آدمى در اين مسير مى افتد ، امور مزبوره را ضرورت مسير مزبوره مى داند .
به همين جهت است كه مى گوئيم : امتيازاتى را كه « خود طبيعى » بدست مى آورد ، آنها را آرايشى تلقى مى كند كه تماشا و لذت بردن از آنها ، عامل بوجود آوردن و بقاى آنها است ، در صورتى كه شخصيت در مسير رشد ، امتيازات را هرگز به عنوان موضوع قابل تماشا و لذت بردن نمى داند .
هنگامى كه انسان رشد يافته مى گويد : « من دروغ نمى گويم » مانند اينست كه يك جاندار و يا يك انسان در قلمرو زندگى معمولى مى گويد : « من تنفس ميكنم » وقتى كه رشد يافته مى گويد : « من انسان دادگرم » در حقيقت مثل اينست كه جاندار و يا انسان معمولى بگويد كه « من براى سير شدن غذا مى خورم » .
در آن موقع كه انسان رشد يافته مى گويد : « من خدا را مى بينم » درست مانند اينست كه آدم معمولى حتى يك جاندار مى گويد : « من آب را در آن حوض يا استخر مى بينم » . . . مادامى كه شخصيت آدمى به اين مسير رشد قدم نگذارد ، هيچ يك از گفتار و كردار او از حدّ سوداگرى بالاتر نخواهد رفت . پس از توضيح اين دو اصل ، مى پردازيم به « على از ديدگاه على ( ع ) » .
اين جملهء « على از ديدگاه على ( ع ) » كه آنرا عنوان مبحث قرار دادهايم ، بطور قطع براى كسانى كه اطَّلاعى از شخصيت اين انسان بزرگ ندارند ، و پديده اى بنام رشد شخصيت را نمى شناسند و يا با داشتن اطلاعات علمى نه از شخصيت على ( ع ) و نه از پديدهء رشد ، طعم واقعى كمال را چشيدهاند قابل هضم نيست .
امّا اين كه شخصيت على ( ع ) در حدّ اعلاى رشد بوده است ، جاى كمترين ترديد نيست ، چنانكه در مباحث گذشته از صاحبنظران اسلامى و غير اسلامى مشاهده كرديم ، على ( ع ) در رديف اول از پيشتازان تكامل يافتهء كاروان بشرى است . نيز با دقت كافى در جملات همان صاحبنظران و ديگر رشد يافتگان قرون و اعصار از بروز شخصيت على ( ع ) در تاريخ ، بخوبى اثبات مى شود كه گويندگان آن جملات طعمى از رشد و تكامل انسانى را چشيدهاند كه چنان جملات عاشقانه و پر هيجان و