ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - اصل دوم
خويشتن دريابند و براى شناخت درون ساير انسانها مورد بهره بردارى قرار بدهند .
يك دليل قاطعانه براى اثبات قدرت على ( ع ) بر تجريد و بر نهادن شخصيت خويشتن ، مالكيت مطلق او بر همهء عوامل و پديدههاى برونى و درونى مربوط به شخصيت او بوده است . عوامل جالب دنيا كه هر گونه شخصيت را به اندازهء قدرت خود ، تحت تأثير قرار مى دهند ، همين كه نزديك به منطقهء شخصيت امير المؤمنين ( ع ) مى رسيدند دگرگون مى گشتند و مانند يك عدّه جريانات بى اثر بدون اين كه وارد آن منطقه شوند ، براه خود مى رفتند . رياست مطلق چند كشور كه جامعهء آن روز اسلام را تشكيل مى دادند ، جالبترين عاملى است كه منطقهء هر گونه شخصيت را اشغال مى نمايد . امّا بشهادت تمام تواريخ ديديم كه نتوانست منطقهء شخصيت على ( ع ) را اشغال نمايد . حسّ انتقام جويى از دشمنان خون آشامش نتوانست شخصيت او را دستخوش هيجانات خام نموده مالكيتش را از شخصيت خويشتن سلب نمايد . على ( ع ) چنين شخصيتى است كه مى تواند در بارهء خويشتن سخن بگويد و خود را بهتر از همه معرفى نمايد .
اصل دوم - يكى ديگر از مختصات رشد شخصيت اينست كه هر اندازه اين رشد به تكامل بيشترى برسد ، شايستگىهاى آرايشى خود به بايستگىهاى ضرورى روح مبدل مى گردد . بتوضيح اين كه اگر عدالت ورزى در حالات معمولى پيش از رشد را پديدهء شايسته اى تلقى مى كرد و خود آرايى و مباهات و فخر و تكبر را از آن نتيجه مى گرفت ، پس از ورود به مجراى رشد ، همان عدالت ورزى ضرورت بايستهء روح او تلقّى مى شود . چنانكه استمرار زندگى طبيعى انسان و همهء جانداران ، احتياج به تنفس و غذا و توليد مثل دارد ، و حيات با عمل بآن پديدهها ، هيچ گونه مزيّتى بر وضع ضرورى طبيعت خود نمى بيند تا آن را امتيازى بداند كه خود را با آن بيارايد ، همچنان رشد شخصيت آدمى در مسير خود ، از لذايذ شخصى و هوسها [ در مقابل خود را جزئى از اجتماع ديدن ] چشم مى پوشد و اين چشم پوشيدن مانند گريز از مواد سمّى است كه خوردنش حيات را بخطر مرگ مى اندازد . نيز مبانى اصيل اخلاق و عدالت و سازندگى مثبت غذاى ضرورى رشد شخصيت است .