ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - جملهء چهارم
البقرة آيه ١٢٩ و ٢٣١ و ٢٥١ و آل عمران آيه ٤٨ و ٨١ و ١٦٤ و النساء آيهء ٥٤ و ١١٣ و المائدة آيه ١١٠ و النحل آيه ١٢٥ و الاسراء آيه ٣٩ و ص آيه ٢٠ و الزخرف آيه ٦٣ و الجمعة آيه ٢ ، آيات فوق علت بعثت پيامبران را تكامل انسانها بوسيلهء حكمت بيان نموده است .
نتيجهء ادارهء امور بشرى چه در قلمرو فردى و چه در صحنههاى اجتماعى بدون حكمت ، همان است كه سرگذشت بشرى بخوبى نشان داده است كه چيزى جز تنازع در بقا نبوده است .
جملهء چهارم - « و آنان ( پيشروان ) را به دقايق سياست و طرق كياست راهنمايى مى كرد و آنان را با مقام واقعى رياست آشنا مى ساخت . . » اين همان مضمون است كه « جلال الدين محمد مولوى » نيز در ابياتى كه از وى نقل كردهايم ، بدان اشاره مى كند :
< شعر > زان بظاهر كوشد اندر جاه و حكم تا اميران را نمايد راه و حكم تا بيارايد بهر تن جامه اى تا نويسد او بهر كس نامه اى تا اميرى را دهد جان دگر تا دهد نخل خلافت را ثمر < / شعر > با توجه كافى در اين مطلب كه محمد عبده و جلال الدين مولوى متذكر شدهاند ، پاسخ آن اتّهامى كه هم مكتبان بنى اميّه به على بن ابي طالب ( ع ) وارد مى آورند كه على سياست نمى داند ، بخوبى روشن مى شود كه اگر منظور از مفهوم سياست مديريّت اصل تنازع در بقاء و متورم ساختن « خود طبيعى » و فدا كردن همهء ارزشها بعنوان وسيله در راه هدف منظور است على ( ع ) اصول و قوانين چنين مديريت را مى دانست . بعنوان نمونهء مختصر : پيش بينى او در بارهء حكمين و برداشتن قرآنها در سر نيزهها و جريان زمامدارى و توضيحات منطقى او در بارهء حوادث دوران معاصرش ، بهترين دلايل بر اثبات فهم سياسى او بود ، ولى هرگز دست بآن نمى برد ، زيرا حكمت و تقوا و هدفدارى در زندگى و پاىبند بودن جدى به حق و عدالت ، طعم حياتى خود را به على ( ع ) چشانيده بود ، او خود بارها بهمين نكته اشاره كرده است كه « اگر تقوا نبود از سياستمدارترين مردم بودم » .
اين مطلب در مباحث آينده توضيح داده خواهد شد .