ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - ديدگاه پنجم - رابطهء فرد و اجتماع از نظر ارزش
را در مسئلهء « آيا فرد است كه اجتماع را مى سازد ، يا اجتماع است كه سازندهء فرد است » به آرامى مرتفع نمايد . باين توضيح كه اجتماع مى تواند آنچه را كه فرد دارد ، توجيه نمايد و شكل دهد و رنگ آميزى نمايد و فرد مى تواند با تكامل واحدهاى موجوديتش مانند نبوغهاى متنوعى كه در افراد وجود دارد ، اجتماع را دگرگون نمايد .
آيا تشكل اجتماعى و در آميختن فرد با اجتماع ، مى تواند آنچه را كه فرد فاقد آن است در فرد بوجود بياورد اگر فردى را فرض كنيم كه در موقع تولد بجاى هشتاد ميليارد سلول مغزى ده ميليارد سلول آورده است ، آيا اجتماع مى تواند فعاليتهاى مربوط به هفتاد ميليارد سلول را كه فرد مفروض فاقد آنها است در مغز او بوجود بياورد بلى اگر اجتماع بتواند نخست سلولهاى مغزى فرد را تكميل كند ، در حقيقت توانسته است علت فعاليتهاى مربوطه را در مغز فرد بوجود بياورد و سپس خود شخص شروع به فعاليت مغزى نمايد .
اين تغيير را كه اجتماع در فرد به وجود آورده است ، ناشى از زندگى دسته جمعى محض نيست ، بلكه با تصرف و ايجاد دگرگونى طبيعى در شخص ، فرد دگرگون شده اى جزئى از اجتماع قرار گرفته است ، نظير آنكه اجتماع هفتاد ميليارد سلول مغزى يك فرد را از بين ببرد . لذا اين نكته را در نظر داريم كه اجتماع با قدرتهاى متنوعى كه از عوامل طبيعى يا قراردادى يا ايده ئولوژيك بدست مى آورد ، تنها مى تواند طبيعت اختصاصى فرد يا بعضى پديدههاى طبيعى فرد را تغيير بدهد ، ولى اين توانايى با نظر به ماهيت زندگى اجتماعى و هدفهاى آن نمى تواند در اصول بنيادين فرد مانند غرايز و نيروها و استعدادهاى روانى او نفوذ كند . زور و انحراف نيروها از مسير اصلى موضوع ديگرى است كه چنانكه گفتيم حتى مى تواند نه تنها فرد بلكه اجتماعى را هم نابود بسازد . از اينجا معلوم مى شود كه اشخاصى امثال اميل دوركيم در اصالت اجتماع به افراطها دچار شدهاند .
ديدگاه پنجم - رابطهء فرد و اجتماع از نظر ارزش ديدگاههاى چهارگانهء گذشته در بارهء فرد و اجتماع بازگو كننده جريانات طبيعى