الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٣٧٦ - دعاى چهل و نهم از دعاهاى امام عليه السلام است در(درخواست) دور ساختن مكر و فريب دشمنان
فرياد رسى و يارى كردنت را ميطلبيدم، و بزودى اجابت و روا ساختن تو اعتماد داشتم، و ميدانستم كسى كه در سايه رحمت تو جا گرفت شكست نميخورد، و كسيكه بپناهگاه انتقام تو پناهنده شد (از كسى) نميترسد، پس تو مرا بتوانائيت از سختى او بازداشتى-] [١١ و چه بسيار ابرهاى شر و بدى كه آنها را از من گشودى (دور ساختى) و ابرهاى نعمتهائيكه آنها را بر من باراندى، و جويهاى رحمت و مهربانى كه آنها را پهن كردى، و عافيت و تندرستى كه آن را بر من پوشاندى، و چشمهاى مصائب و گرفتاريها كه آنها را كور گردانيدى، و پردههاى اندوههاييكه آنها را برداشتى-] [١٢ و چه بسيار گمان نيكى را كه تصديق نموده و پذيرفتى (اميدوار برحمت و احسانت را نوميد نكردى) و فقر و نيازمندى را كه بجاى آن بىنيازى بخشيدى، و در افتادنى را كه برداشته ايستاندى (گرفتار سختيهائى را كه رهاندى) و مسكنت و بى چيزى (يا ذلت و خوارى) را كه (بتوانگرى، يا بعزت و بزرگى) تغيير دادى-] [١٣ همه آنها انعام و احسان از جانب تو است، و در همه آنها كوشش نمودن من در نافرمانيهايت بود، بد كردارى من تو را از كامل گردانيدن احسانت باز نداشت، و مرا آن همه احسان و نيكى از آنچه تو را بخشم ميآورد منع و جلوگيرى ننمود، تو از آنچه بجا ميآورى مورد سؤال و پرسش واقع نميشوى (كه چرا بد كردارى بنده تو را از احسان باز نداشت، زيرا افعال تو از روى حكمت و مصلحت است)-] [١٤ و بعظمت و بزرگيت قسم