قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٧
همه در جواب عملى بكار رفته است اجابت را كه قبول كردن معنى ميكنند در واقع، قطع و پايان دادن بسخن و خواست گوينده است خواه بفعل باشد يا بقول مثل أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ بقره: ١٨٦ خداوند با اعطاء مطلوب سخن سائل را قطع ميكند.
راغب گفته: گويند استجابت بمعنى إجابت است و حقيقت آن مهيّا شدن براى جواب است ولى چون مهيّا شدن در اغلب از اجابت منفكّ نيست، اجابت را استجابت گفتهاند. طبرسى ذيل آيه ١٨٦ بقره فرموده: اجابت و استجابت بيك معنى است و از مبرّد نقل ميكند كه در استجابت معنى اذعان هست و در اجابت نيست. صحاح و اقرب الموارد نيز مثل طبرسى گفتهاند لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى رعد: ١٨ بر كسانيكه خداى خود را اجابت كردهاند پاداش نيكى است.
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ بقره: ١٨٦ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي يعنى مرا اجابت كنند در اين سخن كه من نزديكم و بداعى جواب ميدهم معنى آيه: چون بندگان من مرا از تو سئوال كنند بگو:
من نزديكم دعوت داعى را جواب ميدهم آنگاه كه مرا بخواند پس از من اين مطلب را قبول كنند و بمن در اين باره ايمان آورند شايد كمال يابند.
جود: وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِ هود: ٤٤ كار تمام شد و كشتى بر جودىّ مستقر گرديد.
جودىّ نام كوهى است كه كشتى نوح بر آن نشست.
آقاى صدر بلاغى در فرهنگ قصص قرآن ميگويد: جودى كوهى است در نزديكى موصل كه با كوههاى ارمنستان پيوسته است و اكراد در جوار آن زندگى ميكنند و از اين جهت اكراد آنرا بلغت خود «كاردو» يا «جاردو» مينامند و يونانيان