قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤١
مثل ته دريا (قاموس- اقرب) إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ نساء: ١٤٥ يعنى منافقين در پائينترين ته آتش هستند. راغب ميگويد: درك مانند درج است ليكن درج باعتبار صعود و درك باعتبار پائينى گفته ميشود از همين جاست كه گفتهاند: درجات بهشت و دركات آتش.
فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً. لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى طه: ٧٧ درك بر وزن فرس بمعنى زحمت است چنانكه گذشت يعنى:
در دريا راه خشكى براى آنها بزن و آماده كن از زحمت دريا و راه رفتن در آن نخواهى ترسيد و از رسيدن فرعون بيمى نخواهى داشت ممكن است مراد از درك رسيدن فرعون باشد و از «وَ لا تَخْشى» خوف گذشتن از دريا. يعنى اى موسى در دريا راهى بزن و نترس از رسيدن فرعون و بيم نكن از ورود بدريا.
نا گفته نماند زحمت را از آن درك گفتهاند كه شخص را درك ميكند و باو لاحق ميشود.
تدارك: بمعنى تلاحق و رسيدن بيكديگر است گويند «تَدَارَكَ القَوْمُ» يعنى آخر آنها باوّلشان رسيد (اقرب) راغب گفته: اغلب استعمال آن در يارى و نعمت است مثل لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ قلم: ٤٩.
نا گفته نماند: تفاعل گاهى بمعنى مجرّد ميايد مثل فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُ بنظر ميايد كه در آيه شريفه نيز بمعنى مجرد باشد يعنى اگر نعمتى از جانب خدا او را درك نميكرد، ملامت شده ببيابان انداخته ميشد.
حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا ... اعراف: ٣٨.
«ادَّارَكُوا» در اصل تداركو است تاء در دال ادغام شده و براى حذر از ابتداء بساكن همزه وصل آمده است يعنى: چون همه در آنجا بيكديگر رسيدند و آخريها باوّليها