قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣١
با معصيت متناسب است لذا حسبان گفته شده.
فعل حَسِبَ يحسب از باب علم يعلم بمعنى ظن و گمان بكار ميرود مثل أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا ... عنكبوت:
٢ بنظر راغب مصدر اينگونه افعال حسبان بكسر اوّل است. و شايد علت اين تسميه آن است كه گمان و ظنّ پيش گمان كننده و ظنّ كننده يكنوع حساب است، از جانب خود محاسبه و روى آن حكم و عمل ميكند.
احتساب نيز در قرآن مجيد بمعنى گمان بكار رفته است و موارد آن فقط سه محلّ است: زمر ٤٧، حشر: ٢، طلاق: ٣ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا حشر: ٢ خدا بآنها از جائى آمد كه گمان نكرده بودند. علّت تسميه نيز همان است كه گفته شد.
حَسْب (بر وزن فلس) بمعنى كفايت استعمال ميشود (مفردات) وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ آل عمران: ١٧٣ گفتند خدا ما را بس است و بهتر وكيل است اين ماده بدين معنى ده بار در كلام اللَّه آمده است.
بگمانم علّت اين تسميه آن باشد كه ميان كفايت كننده و كفايت شده حساب بر قرار است مثلا در فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ بقره: ٢٠٦ ميان گناه شخص و عذاب جهنم محاسبهاى هست و عذاب بحساب گناه است.
حسد: بد خواهى. خواستار بودن زوال نعمت و سعادت ديگرى.
راغب گويد آن گاهى توأم با سعى در از بين بردن نعمت ديگران است قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ... وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ فلق: ٥ بگو پناه ميبرم بخداى فلق ... از شرّ بدخواه آنگاه كه بد خواهى كند. اين مادّه در كلام اللَّه مجيد بيشتر از پنج بار نيامده است.
حسر: كشف و انكشاف (قاموس) در مجمع گويد: اصل