قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٦
خوالف فقط دو بار در قرآن آمده است.
مخلّف: (بصيغه مفعول) كسى است كه ترك شده و باز گذاشته شود سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... فتح: ١١ باز گذاشتگان از اعراب باديه نشين خواهند گفت كه: اموال و اهل، ما را از خروج بجهاد مشغول كردند. وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا ... توبه: ١١٨ قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ ...
فتح: ١٦.
خليفه بمعنى نائب و جانشين است در مفردات و اقرب ميگويد:
خلافت نيابت از غير است در اثر غيبت منوب عنه و يا براى مرگش و يا براى عاجز بودنش و يا براى شرافت نائب و از اين قبيل است كه خداوند اولياء خويش را در ارض خليفه كرده يعنى براى شرافت اولياء مثل هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ انعام: ١٦٥.
راغب ميگويد: خلائف جمع خليفه و خلفاء جمع خليف است مثل «جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ» نا گفته نماند اين سخن بنا بر قاعده جمع است و گرنه مؤنّث و مذكّر در آن حساب نيست در باره حضرت داود آمده جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ص: ٢٦ در اقرب الموارد ميگويد: خلفاء و خلائف هر دو جمع خليفه است. خلفاء مذكّر است گويند: «ثلاثة خلفاء» ولى در خلائف تذكير و تأنيث هر دو جايز است گفته ميشود: «ثلاثة خلائف و ثلث خلائف» و هر دو (خلائف و خلفاء) لغت فصيحاند شاهد قول اقرب آنست كه هر دو در قرآن مجيد آمده است.
اختلاف و ناسازگارى آنست كه هر يك راهى غير از راه ديگرى بگيرد در فعل يا در قول و چون اختلاف در قول گاهى منجرّ بتنازع ميشود لذا اختلاف بمعنى نزاع و مجادله ميايد بطور استعاره (مفردات) اقرب ميگويد اختلاف ضدّ اتّفاق