قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٠
على هذا در يك مقياس كوچك ميتوان گفت: نور بيكران خورشيد طبقات جوّ، درياهاى وسيع، خاكهاى بىحدّ و حصر خزائن خدا و خزائن رحمت خدا هستند. موادّ جنبندگان بىشمار و ميوهها و غيره در آنجاها نگاهدارى ميشود و بمشيّت خدا بوجود ميايند.
آنوقت اگر تمام موادّ و نيروهاى عالم را در نظر بگيريم و بگوئيم: آنها خزائن خدايند، مطلب روشن خواهد شد وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ.
امروز ثابت شده كه انواع پرتوها كه از كهكشانها و مخصوصا از خورشيد بزمين ميرسند و اشعه كيهانى و غيره، در حوادث زمين دخالت تمام دارند. آنها همه خزائن رحمت خدايند. و هر چه نازل ميشود از آنها و موادّ اوّليه نازل ميشود. سبحان اللّه و الحمد للّه و لا حول و لا قوّة الّا باللّه. شايد معنى خزائن غير از اينها باشد و اللّه العالم رجوع به «خبء» قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ يوسف: ٥٥ خزائن ارض ظاهرا انبارهاى مصر بود كه يوسف از پادشاه مصر خواست آنها را بوى واگذار كند تا جمع و تقسيم ارزاق اهل مصر را بعهده بگيرد مخصوصا جمع- آورى هفت سال اوّل و تقسيم هفت سال قحط.
خزى: خوارى. اصل آن ذلّتى است كه شرمسارى مياورد (اقرب) لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ بقره: ١١٤ براى آنهاست در دنيا خوارى مخصوص و در آخرت عذابى بزرگ.
و اين همان است كه گاهى بلفظ هون آمده است مثل أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ نحل: ٥٩ آيا با خوارى و زبونى آندختر را نگاه دارد يا در خاك مدفونش كند و مثل وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ... حج: ١٨ هر