قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٠
اصحاب اخدود
قصّه اصحاب اخدود در قرآن مجيد چنين آمده است قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ. النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ. إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ. وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ بروج: ٤- ٨ اهل گودال هلاك شدند كه اهل آتش مشتعل و هيزمدار بودند آنها بر بالاى گودال نشسته بودند. و بر شكنجهايكه بمؤمنان ميكردند ناظر بودند. از آنها انتقام نكشيدند مگر براى آنچه بخداى توانا و ستوده ايمان آورده بودند.
ظاهر آيات نشان ميدهد كه واقعهاى در كار بوده است و عدّهاى روى طرفدارى از ايمان و توحيد شكنجه ديده و در گودال آتش انداخته شدهاند و ستمگران شكنجه ده ناظر شكنجه آنها بودهاند و مؤمنان در اين باره تقصيرى نداشتهاند و دين آنها دين حقّ بوده است.
در تفسير برهان از على بن ابراهيم نقل شده: در يمن پادشاهى بود بنام ذونواس كه در دين يهوديت متعصّب بود. بوى خبر دادند كه در «نجران» عدّهاى بر دين نصرانيّتاند و بعيساى مسيح عقيده دارند. ذونواس براى از بين بردن آنها لشگرى بنجران كشيد و وادارشان كرد تا از دين خود بر گردند. آنها بوى اهميّت نداده و در دين خود پا فشارى كردند.
ذونواس دستور داد خندقى حفر كرده و در آن هيزم فراوان ريختند و آتش در آن افروختند و نصارى را در آغوش آتش افكندند.
در اين نقل هست كه عدهاى را هم با شمشير كشتند. ولى قرآن مجيد فقط بجريان سوختگان نظر دارد.
آنچه از على بن ابراهيم نقل شد مطابق همان است كه اهل تاريخ در حالات ذونواس نقل كردهاند مراجعه و دقّت در آيات سوره بروج نشان ميدهد كه اين قضيّه در قرآن مجيد بدان مناسبت ذكر شده كه كفّار مكّه در صدر اسلام مسلمانان را