قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٧٨
«فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ ...» مائده: ٥٢.
طبرسى فرموده مراد از دائره در آيه دولت و اقتدار و حكومت است كه در دنيا ميگردد و از قومى بقومى منتقل ميشود يعنى مريض القلبها در دوستى دشمنان اسلام شتاب ميكنند و ميگويند از آن بيم داريم كه بما دائرهاى برسد و حكومت بدست دشمنان اسلام بيافتد كه محتاج بكمك آنها شويم. و يا بر ما بلائى روى آورد كه در رفع آن بكفّار نيازمند گرديم.
دول: گرديدن. در اقرب آمده «دَالَ الْأَيَّامُ دَوْلَةً: دَارَتْ» يعنى ايّام گردش كرد «وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ» آل عمران: ١٤٠ يعنى آن ايّام را ميان مردم ميگردانيم گاهى بقومى و گاهى بقوم ديگرى ميدهيم.
«كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ» حشر: ٧ طبرسى در ذيل آيه اوّل ميگويد: دولة بضمّ دال و فتح آن دو لغت است و گفته شده بضمّ دال در مال و بفتح آن در جنگ استعمال ميشود. راغب بعكس گفته است و نيز گفته گويند دولة بفتح دال همان شىء است كه ميان مردم ميگردد و بضمّ دال مصدر است.
طبرسى و زمخشرى دولة را در آيه اسم گرفتهاند يعنى فىء را اين طور تقسيم ميكنيم تا آن مالى نباشد كه ميان توانگران شما دست بدست شود و بفقراء و نيازمندان چيزى نرسد بيضاوى نيز اسم گرفته و ايضا زمخشرى و بيضاوى احتمال دادهاند كه مصدر باشد.
از اين مادّه فقط دو كلمه فوق در قرآن آمده است.
دوم: دوام بمعنى ثبوت و امتداد است چنانكه در اقرب آمده، در صحاح و مفردات گويد: اصل دوام بمعنى سكون و آرامى است گويند «دَامَ الشَّيْءُ و دَامَ الْمَاءُ» يعنى شىء آرام شد و آب ايستاد در حديث آمده
«نَهَى أَنْ يَبُولَ