قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٠
از طرف ديگر آمدن و رفتن دائمى شب و روشن شدن روز حكايت از تحوّل و انقلاب دائمى جهان دارد.
در اوّل سوره تكوير از تكوير و خاموش شدن آفتاب و از منكدر و تيره شدن نجوم و تبخير درياها و غيره سخن رفته پس از آن به خنّس و كنّس قسم ياد شده كه اين سخنان از فرشته وحى است نه ساخته پيامبر (ص) بنا بر اين بنظر ميايد كه اين اوصاف در باره ستارگان و خورشيدهاى بىشمار جهان است كه پيوسته در حال انقلاباند و حكايت از انهدام عالم دارند معنى آيه شريفه چنين ميشود: پس نه، قسم به واپس شوندگان روان و نهان شونده و بشب كه ميايد و ميرود و بصبح كه ميدمد و گسترش مييابد كه اين سخنان قول فرشته بزرگوار است.
اينكه مفسّران آنها را سيّارات و عموم ستارگان گرفته و گفتهاند:
در شب آشكار ميشوند و در روز غائب ميگردند. بنظر ميايد كه اين سخن خيلى سطحى است و اين اوصاف در باره غايب شدن در روز و برگشتن در شب نيست و اين چندان دلالت بقيامت ندارد. ولى ما هم اگر در زمان گذشته مىبوديم مانند آنها رحمهم اللّه ميگفتيم زيرا گذشت زمان و ترقّى علم در نماياندن مفاهيم عاليه قرآن سهم بسزائى دارد.
الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ النّاس: ٤ در باره خنّاس گفتهاند نام شيطان است كه چون خدا ياد شود منقبض و نهان ميگردد. ولى ناگفته نماند: خنّاس در آيه شريفه صفت وسواس است قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ... مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ وسوسه در سينه و قلب آدمى است و بسيار بسيار مخفى و نهان است كه آدمى كمتر وجود آنرا حسّ ميكند. لذا بايد گفت خنّاس بمعنى سخت نهان و صفت وسوسه است نه صفت شيطان