قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٦
نميشود.
با توجّه بآيه قبل كه حاكى از علم و اطلاع خدا از اعمال بندگان است ميشود گفت كه اين تعقيب كنندگان نويسندگان اعمال و در عين حال حافظ انساناند نظير آيه وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ انفطار: ١٠.
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ انعام: ٦١ ممكن است مراد از «رُسُلُنا» همان «حَفَظَةً» بوده باشند در اين صورت با ملاحظه آيه وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ ... كه گذشت معنى چنين ميشود كه ملائكه هم حافظ و هم كاتباند و هم آنها هستند كه وقت رسيدن مرگ، انسان را قبض ميكنند. و اين منافى يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ نيست زيرا خدا توفّى را هم بخود و هم برسل و هم بملك الموت نسبت داده است مثل خدا باغ را آبيارى كرد، من كردم، باغبان كرد.
حفف: حفّ. احاطه كردن در مجمع گويد: «حَفَ الْقَوْمُ بِالشَّيْءِ: اطافوا به» و دو جانب شىء را دو حفاف آن گويند گوئى كه آن شىء را احاطه كردهاند.
در نهج البلاغه خطبه ١٧٤ از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل ميكند:
«حُفَّتِ الْجَنَّةُ بِالْمَكَارِهِ وَ حُفَّتِ النَّارُ بِالشَّهَوَاتِ».
بهشت با مكاره و آتش با شهوات احاطه شده است جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ كهف: ٣٢ براى يكى از آندو دو باغ از تاك داديم و آندو را بنخل احاطه كرديم.
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ ... زمر: ٧٥ يعنى ملائكه را در حاليكه عرش را احاطه كردهاند مىبينى بيضاوى گويد «من» زايد يا براى ابتدا است ولى بهتر است براى بيان باشد.
در الميزان گويد: عرش مقامى است كه اوامر الهى از آن صادر ميشود ملائكه در روز قيامت