قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٥
فريد وجدى در دائرة المعارف مادّه دبب در باره دابّه بعضى از آنچه را كه در بالا نقل شد و احتمالات ديگر نيز نقل كرده و آنگاه «تُكَلِّمُهُمْ» را در آيه كه بمعنى سخن گفتن است با تخفيف بمعنى زخم زدن گرفته و احتمال داده كه در آينده چنين حشرهاى پيدا شده و تكثير گشته و مردم را اذيّت خواهد داد و نيز دابّه را اسم جنس گرفته است ولى سخنش با اوّل و آخر آيه چنانكه گفته شد جور در نميايد و طبرسى قرائت «تُكَلِّمُهُمْ» را بفتح تاء و تخفيف لام شاذّ دانسته است.
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ...
نحل: ٦١ همچنين است آيه ٤٥ سوره فاطر.
مضمون هر دو آيه آنست كه هر گاه خدا ميخواست مردم را با اعمال بد آنها مؤاخذه كند هيچ جنبندهاى در روى زمين نمىماند.
گفتهاند: پيامبران و اوصياء معصوماند چون آنها ظالم نيستند پس لازم بود آنها بمانند در اين صورت بحكم كلّى ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ خدشه وارد ميشود يعنى اگر خدا ميخواست همه را مؤاخذه كند باز عدّهاى در روى زمين مىماندند زيرا گناه ندارند. وانگهى اگر دابّه شامل غير انسان باشد آنها چه تقصيرى دارند تا در اثر عقوبت انسان آنها هم از بين بروند؟.
در الميزان ميگويد اگر خدا مؤاخذه ميكرد اكثر مردم در اثر ظلم از بين ميرفتند و معصومين نيز در اثر هلاك پدرانشان بدنيا نميامدند و آنگاه در نقل و ردّ اشكالها مفصّل بحث كرده است. و نيز گفته بعيد نيست كه مراد از دابّه انسان باشد.
بنظر نگارنده هيچ يك از دو اشكال وارد نيست و آيه شريفه در صدد بيان مهلت خداوند نسبت بمردم است و منظور از دابّه انسان و عموم عقوبت نسبت بگناهكاران است يعنى اگر خدا ميخواست مردم