قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٧
خ
خَاءٌ: هفتمين حرف از حروف الفباى عربى است. جزء كلمه واقع ميشود، بتنهائى معنائى ندارد. در حساب ابجد ششصد است.
خبء: پوشيده. نهان (اقرب) راغب گويد: هر ذخيره شده پوشيده را خبأ گويند «خَبَأَ الشّيْءَ خَبْأً:
سَتَرَهُ».
اين كلمه در اصل مصدر است كه بمعناى مفعول ميايد در نهج- البلاغه حكمت ٥ آمده:
«وَ الْمُسَالَمَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ».
: تسالم پوشيدن عيبهاست. و در حكمت ١٤٨ هست:
«الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ».
مرد زير زبانش پنهان است يعنى چون سخن گويد قدرش معلوم ميشود.
أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ نمل: ٢٥ شيطان اعمالشان را بر آنان آراسته تا خدائى را كه در آسمانها و زمين نهان را آشكار ميكند و آنچه پنهان ميكنيد و آشكار ميداريد ميداند، سجده نكنند.
اين ترجمه بنا بر آنست كه «الّا» را در اوّل آيه مشدّد بخوانيم.
ظاهر قرآن آنست كه اين آيه سخن هدهد است كه خطاب بسليمان در باره قوم سباء گفته است ولى كلمهاى عجيب و قابل دقّت است.
نهان را آشكار ميكند يعنى چه؟
نا گفته نماند: برق در ميان ذرّات ابر و عسل و شير در گلها و علفها نهان است خداوند بوسيله تخليه الكتريكى برق نهان را از ميان ابرها آشكار ميكند و بوسيله زنبور عسل و گاو، عسل و شير نهان