قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥٤
زوال آنست، ما بين دلوك تا غسق ليل چهار نماز هست. آنها را معيّن و آشكار و با وقت كرده است. غسق ليل نصف شدن آنست و فرموده «وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» و اين پنجمى است.
و در ذيل روايت زرارة و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و صادق عليهما السلام نقل شده كه فرموده «قُرْآنَ الْفَجْرِ» نماز صبح است و اينكه فرموده «كانَ مَشْهُوداً» از آنست كه ملائكه شب و روز در آن حاضر ميشوند. در تفسير عياشى مجموعا ٩ حديث در باره اين آيه نقل گرديده و در وسائل كتاب الصلوة ابواب المواقيت از اين روايات و نظائر آنها نقل شده است.
ظاهرا مراد از ملائكة شب و روز ملائكهاى هستند كه در شب و روز اعمال مردم را مينويسند و وقت نماز صبح موقع رفتن ملائكة شب و آمدن ملائكه روز است لذا هر دو فريق در نماز صبح حاضر ميشوند.
كلمه دلوك در كلام اللَّه فقط يكبار آمده است.
دلل: دلالت بمعنى نشان دادن و ارشاد است. راغب گويد:
دلالت آنست كه با آن بمعرفت و شناختن چيزى برسند مثل دلالت لفظ بر معنى ... «ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ ...» سباء: ١٤ يعنى مردم را بر مرگ سليمان دلالت نكرد مگر حشره زمين. «هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ ...» قصص: ١٢.
«أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً» فرقان: ٤٥- ٤٦.
شمس دليل و نشان دهنده سايه است زيرا اگر شمس نبود وجود سايه معلوم نميشد بنظر ميايد مراد از «مَدَّ الظِّلَّ» وجود شب است كه عبارت از امتداد سايه و شدّت آن است و مراد از قبض