قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٧
است كه بر تو نازل شده در سينهات از آن تنگى نباشد. گاهى آنرا گناه معنى كردهاند نظير اين آيه لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ توبه: ٩١ آيه در باره جهاد است كه ضعيفان و مريضان و ناداران از آن معافاند در صورتيكه بخدا و رسول نيكخواه باشند. ولى بهتر است «حرج» را تنگى معنى كنيم يعنى بر اينان تنگى نيست و نميگوئيم حتما بايد جهاد كنند ولى بخدا و رسول خير خواه باشند. همچنين است آيه ١٧ سوره فتح.
وَ مَنْ يُرِدْ، أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ انعام: ١٢٥ حرج در اينجا اسم است بمعناى تنگ و آن «ضَيِّقاً» را تأكيد ميكند يعنى سخت تنگ و تنگ تنگ. ذيل آيه اين مطلب را روشن ميكند زيرا اگر كسى را بهوا بالا ببريم در اثر كم شدن و تمام شدن اكسيژن سينهاش شديدا تنگ شده و بخفقان خواهد افتاد. معنى آيه چنين ميشود: هر كه را خدا بخواهد اضلال كند سينهاش را كاملا تنگ ميگرداند گوئى بشدّت در آسمان بالا ميرود بعضى از بزرگان «حرج» را از «ضَيِّقاً» جدا كرده و گويد: حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ بيان و تفسير «ضَيِّقاً» است. بنظرم اين احتمال چندان قوى نيست و كَأَنَّما يَصَّعَّدُ بتنهائى مشبّه به كلام سابق است.
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ ... نور: ٦١ در الميزان فرموده: ظاهر آيه در باره جعل حقى براى مؤمنان است كه مىتوانند از خانههاى نزديكان خود و رفيقان خود و از خانههاى ديگر كه اطمينان دارند بمقدار حاجت بخورند ... و ذكر كور و لنگ و مريض براى آنست كه