قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٧
اختصاص و ملكيّت است آمده و الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ بدون لام آمده و عطف به لِذِي الْقُرْبى اند و اين روشن ميكند كه اين فرق سه گانه داخل در ذى القربىاند و بواسطه ذى القربى بودن از خمس سهم ميبرند و اين همان است كه ائمّه عليهم السلام فرمودهاند: مراد از اين سه گروه، يتامى و مساكين و ابن سبيل سادات بنى هاشماند.
راجع بآيه شريفه مطالب ديگرى هست كه در فقه شيعه بايد ديد.
خمص: گرسنگى (نهايه) فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ مائده:
٣ هر كه در گرسنگى مضطرّ بخوردن ميته و غيره شود در حاليكه بگناه بى ميل است خدا آمرزنده و مهربان است ناگفته نماند: اصل خمص فرو رفتن و لاغرى شكم از گرسنگى و كاستن ورم زخم و نظير آن است گرسنگى را از آن مخمصه گويند كه سبب لاغرى شكم و فرو رفتن آن ميشود راغب مخمصه را گرسنگى كه باعث لاغرى شكم ميشود گفته ايضا در مجمع البيان اخمص قدم آنقسمت از باطن پا است كه بزمين نميرسد در اثر فرو رفتگى. در نهج- البلاغه خطبه ١١٩ در باره مؤمنان فرموده
«مُرْهُ الْعُيُونِ مِنَ الْبُكَاءِ خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّيَامِ».
مره و خمص بر وزن عنق جمع أمره و أخمص است يعنى آزرده چشماند از گريه و شكم لاغراند از روزه و در وصف حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در خطبه ١٥٨ فرموده
«خَرَجَ مِنَ الدُّنْيَا خَمِيصاً».
از دنيا شكم خالى بيرون رفت.
كلمه مخمصه فقط دو بار در قرآن مجيد آمده: مائده ٣، توبه ١٢٠.
خمط: تلخ و درختيكه خار ندارد وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ سباء: ١٦ راغب گويد:
خمط درختى است كه خار ندارد گفتهاند كه آن درخت مسواك است طبرسى چند معنى براى آن نقل