قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٢
فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا خواهد بود كه در آيه وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِ بقره: ٢١٣ آمده است.
راجع بمطلب سوّم: بنا بر تحقيق فوق «لِذلِكَ» راجع برحمت است نه باختلاف كه اختلاف دينى مورد رضاى خدا نيست و علّت خلقت نميتواند باشد. رجوع اشاره به «مُخْتَلِفِينَ» در صورتى صحيح بود كه مراد از اختلاف، اختلاف سلائق و روحيّات باشد كه عامل مهمّ پيشرفت بشر است.
و اينكه رحمت مؤنّث است در آنصورت لازم بود «لتلك خلقهم» گفته شود بايد دانست رحمت مؤنّث حقيق نيست لذا آمده قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي كهف: ٩٨ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ اعراف: ٥٦ و نه فرموده: «هذه- قريبة».
خلق: (مثل فلس) آفريدن و آفريده. ناگفته نماند اصل خلق بمعنى اندازه گيرى و تقدير است و چون آفريدن توأم با اندازه گيرى است لذا خلق را آفريده و آفريدن معنى ميكنند. راغب ميگويد: اصل خلق بمعنى اندازه گيرى درست ميباشد (التقدير المستقيم) و در ابداع شىء ... و ايجاد آن بكار ميرود ...
در قاموس گفته خلق بمعنى تقدير است طبرسى ذيل آيه ٢٩ بقره ميگويد: «أَصْلُ الْخَلْقِ التَّقْدِيرُ» همچنين است قول ابن اثير در نهايه.
امّا خلق بمعنى آفريدن مثل أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ اعراف: ٥٤ بدان آفريدن و دستور مال خداست و آن بدين معنى بيشتر از چهل بار در قرآن آمده است. يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آل- عمران: ١٩١ ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ لقمان: ٢٨.
امّا خلق بمعنى آفريده (مخلوق) نحو أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً اسراء: ٤٩