قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٣
پوست زد مثل او را با عصا زد.
در اينجا بچند مطلب اشاره ميكنيم الف: حدّ زنا صد ضربه شلاق و حدّ قذف (بديگرى نسبت زنا دادن) هشتاد ضربه است الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ... نور: ٢ زن زانيه و مرد زانى بهر يك صد تازيانه بزنيد.
اين حكم در صورتى است كه محصنه نباشند و اگر هر دو يا يكى از آنها محصنه (شوهر دار، زن دار) باشد حدّ آنها سنگسار كردن است تفصيل حكم را بايد در كتب فقهيّه ملاحظه كرد.
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ... نور: ٤ مراد از محصنات در آيه زنان عفيف و پاكدامناند زيرا محصنه هم بمعناى پاكدامن كه خود را از حرام حفظ ميكند آمده و هم بمعنى زن شوهر دار رجوع شود به «حصن» يعنى آنانكه بزنان پاكدامن نسبت زنا ميدهند.
سپس بسخن خود چهار نفر شاهد نياورند بآنها هشتاد ضربه شلّاق بزنيد.
ب: روز قيامت پوست بدن باعمال آدمى شهادت خواهد داد حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ ... وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ... فصّلت ٢٠ و ٢١.
چون بنزد آتش ميايند گوشها و چشمها و پوستهايشان بر آنها گواهى ميدهد ... بپوستهايشان گويند: چرا بر عليه ما گواهى داديد؟
گويند: خدا ما را بنطق آورد خدائيكه همه چيز را گويا كرده است.
ممكن است بگوئيم شهادت پوست بدن، شهادت طبيعى است همچنانكه سفت و آبله گون بودن دست كارگر و آهنگر گواهى ميدهد كه اين دست و اين شخص كار كرده است و بر عكس نرم و دنبهاى بودن دست شاهد آنست كه اين دست كار نكرده است. ولى آيه دوّم كه