قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٩
خاء و فتح آن هر دو خوانده شده است. و آنرا بكسر اوّل، گناه معنى كردهاند در قاموس گويد:
آن بمعنى گناه يا گناه عمدى است در مجمع آمده: «خَطِئَ يَخْطَأُ خَطَاءً» آنگاه گويند كه گناه از روى عمد باشد و خاطئ نيز از آن است يعنى آنكه از روى عمد خطا كار است راغب نيز در مفردات چنين گفته است.
تمام گناهان كه از آنها بخطا و خطيئه و خطايا تعبير شده همه از اين قبيلاند مثل بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ بقره: ٨١ مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً نوح: ٢٥ آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا ... طه: ٧٣.
دوّم آنكه كار شايستهاى اراده كند ولى خلاف آن واقع شود مثل آنكه ميخواست پرندهاى شكار كند اشتباها انسانى را كشت. اين خطا قابل عفو و غير مسئول است و فاعل آنرا مخطىء گويند نه خاطئ مثل وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً احزاب: ٥ و مثل وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ... نساء: ٩٢.
خطاء و اخطاء هر دو بيك معنى است (اقرب).
سوّم آنكه كار خلافى را اراده كند و اشتباها كار خوبى را انجام دهد. اينگونه شخص در باره ارادهاش مذموم بوده و درباره فعلش نيز ممدوح نيست. راجع باين شقّ در قرآن مصداقى نيامده است.
قسم اوّل چنانكه گفته شد خطاى مسئول است و در قسم دوّم اراده صواب و فعل خطا و در قسم سوّم بعكس است. در تعيين اين سه قسم از مفردات استفاده شده است. در اقرب الموارد هست:
گفتهاند: خطا بر سه معنى است گناه، ضدّ عمد و ضدّ صواب و در معنى اخير اكثر با مدّ آيد. بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ