قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٢
گفت دور شويد و با من سخن نگوئيد. فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ بقره: ٦٥ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ اعراف: ١٦٦ خاسئين را رانده شده و دور شدگان گفتهاند. يعنى: بآنها گفتيم:
بوزينگان مطرود شويد.
نا گفته نماند در اين ماده معنى حقارت و خوارى نيز ملحوظ است چنانكه در كشّاف و مفردات گفته است.
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ ملك: ٤ خاسِئاً را خسته معنى كردهاند و شايد منظور آنست كه چشم دور مانده و زبون شده است يعنى: دو باره نظر را بگردان چشم دور مانده از هدف بتو باز گردد و وا مانده باشد.
نا گفته نماند: چنانكه در مفردات و اقرب و صحاح و غيره است استعمال اوّلى اين كلمه را در باره راندن سگ گفتهاند و حتى بعضى از مترجمين معاصر، آيه اوّل را اينطور ترجمه كرده است: اى سگان بدوزخ شويد ....
ولى اين سخن از ادب قرآن بدور است، و اين ماده هر چند در راندن سگ بكار رفته ولى معنى آن همان طرد با حقارت و خوارى است، چنانكه موارد استعمال آن در قرآن نيز در باره سگ نيست.
خسر: كم شدن و كم كردن همچنين است خسران (قاموس) در مجمع ذيل آيه ٢٧ بقره، خسران را نقصان رأس المال و از بين رفتن آن گفته است (زيان) و خسر بر وزن فلس، فرس، قفل و عنق آمده است (اقرب) ولى در قرآن مجيد فقط بر وزن قفل بكار رفته است مثل وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ عصر: ١ وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً طلاق: ٩ امّا خسار:
در مجمع ذيل آيه ٢٧ بقره آنرا هلاكت، در صحاح ضلالت و هلاكت در قاموس ضلالت و زيان نقل شده است.
على هذا معنى وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ