قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٣
صريح است ولى «إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ» آنرا از قوّت مياندازد يعنى آنها در آتش مخلّداند مگر در وقتيكه خدا بيرون شدن را بخواهد و جمله إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ بنظر ميآيد كه اين استثناء واقع شدنى است (و اللّه العالم) بر خلاف ذيل آيه دوّم كه پس از استثناء فرموده: عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ يعنى بهشت آنها عطائى غير قابل قطع است، اين ميرساند كه استثناء در آيه دوّم فقط براى اين است كه خدا مسلوب القدره نيست و اهل بهشت گر چه مخلّد اند امّا خدا در هر حال قادر است كه بيرونشان كند. ولى ذيل آيه اوّل چنانكه گفته شد غير از اين است.
آيه سوّم مطلق و شامل همه اهل آتش است ولى پس از وعده خلود ميگويد: إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ يعنى در آتش مخلّداند آنوقت خطاب را متوجه حضرت رسول (ص) كرده فرمايد: مگر وقتيكه خدا بخواهد خارج شوند و آمدن دو اسم حكيم و عليم كه حكايت از حكمت و دانائى خدا دارند ميرساند كه استثناء واقع شدنى است و اللّه العالم.
آيه چهارم گر چه در باره مطلق طاغيان است ولى آيات ذيل نشان ميدهد كه مراد از «الطاغين» كفّار و مكذّبين آيات حق و معاداند كه در بيان علّت آن فرموده:
إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً.
و «احقاب» چنانكه در «حقب» گذشت بمعنى مدّتهاى زياد و زمانهاى مفصّل است نتيجه اين ميشود كه مكذّبين معاد مدّتهاى زياد و سالهاى متمادى در آتش خواهند بود نه هميشه و اللّه اعلم.
نا گفته نماند: اگر مراد از آيه چهارم و از استثناها آن باشد كه گفته شد در اينصورت آياتيكه در باره خلود اهل عذاباند همه با اين آيات مقيّد ميشوند و در باره آنها بايد گفت: اهل آتش مخلّداند مگر آنكه خدا بخواهد.