قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩
و نيز فرموده: كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ... كهف: ٥٠ و در قرآن باو و تابعانش وعده آتش داده.
علت اين همه بدبختى فقط امتناع و عدم تسليم بود. بآنچه يقين داشت تسليم نشد بلكه أَبى وَ اسْتَكْبَرَ.
روح مطلب در اينجاست كه كفّار ميدانند و تسليم نميشوند و روى اغراض حق را انكار ميكنند و «أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ» ميشوند ولى اگر كسى حق را نداند و يا نتواند ايمان بياورد و يا حق باو تبليغ نشده باشد حساب او حساب ديگرى است بقيّه مطلب را در «كفر» و «سلم» مطالعه كنيد. و در «ايمان» نيز گذشته است.
فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ اعراف: ٥١ كلمه ما عطف است بجاى «كما» و تقدير آن «كما كانوا باياتنا ...» است و هر دو «ما» بمعنى مصدراند. و خلاصه جحد آن است كه انسان دانسته خود را انكار كند و تسليم نشود.
جحم: جَحِيم: آتش بزرگ (صحاح) در قاموس گويد: هر آتش شديد الاشتعال و هر آتشيكه بعض آن بالاى بعضى است و هر آتش بزرگيكه در گودال بزرگى است و مكان بسيار گرم. صحاح نيز مانند قاموس در آتش بزرگ قيد محل بزرگ را ذكر ميكند و عبارت هر دو كتاب اين است «الْجَحِيمُ كُلُّ نارٍ عَظِيمَةٍ فِي مَهْواةٍ» نا گفته نماند: جحيم از نامهاى آتش آخرت است و قهرا بواسطه بزرگى و كثرت اشتعال جحيم نام گرفته و ممكن است آنرا بمعنى مكان بسيار گرم بدانيم چنانكه قاموس گفته است در اين صورت نام جهنّم است.
اين كلمه ٢٦ بار در قرآن مجيد آمده و همه در باره آتش آخرت است فقط يكى در باره دنياست و آن در قضيّه حضرت ابراهيم عليه السّلام است قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ صافات: ٩٧ گفتند براى او بنائى