قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٩
قوانين خدا استفاده كرده بزندگى ادامه دهد ديگر حاجتى بكتاب جديد و پيامبر جديد نداشت.
در مجمع ذيل آيه شريفه ميگويد:
اين حديث از جابر بصحت رسيده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: مثل من در ميان انبياء مثل كسى است كه خانهاى بنا كرده و در كمال و زيبائى آن كوشيد فقط جاى خشتى باقى ماند هر كه بآن خانه وارد ميشد و تماشا ميكرد ميگفت: اين خانه چه زيباست مگر جاى اين خشت، فرمود: من بجاى همان خشت هستم. انبياء با من بآخر رسيدند اين حديث را بخارى و مسلم نقل كردهاند.
خدد: خدّ بمعنى رخسار و چهره است وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً لقمان:
١٨ راغب گويد: دو خدّ انسان همان است كه از راست و چپ بينى او را احاطه نموده است.
قاموس حدّ آندو را زير چشم تا گوشه لب و آن قسمت از صورت كه بينى را از چپ و راست احاطه ميكند، معيّن كرده است معنى آيه چنين ميشود: از مردم روى نگردان (بمردم بى اعتنا مباش و تحقير مكن) و در زمين بتكبّر و شادمانى گام مزن.
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ ...
بروج: ٤ اصحاب گودال هلاك شدند. بقول راغب: خدّ و اخدود بمعنى گودالى است مستطيل و عميق و جمع آن اخاديد است در صحاح نيز اخدود را چنين معنى كرده است ولى قيد عميق ندارد. قاموس گويد:
خدّ بمعنى حفره و اخدود بمعنى جدول است.
بنظر راغب اصل آن بمعنى رخسار و استعمالش در گودال استعاره است. در نهج البلاغه خطبه ٦٧ هست
«أَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَكُمْ».
: خدا چهرههايتان را ذليل كند و در خطبه ١٦٣ در صفت طيور آمده
«الَّتِي أَسْكَنَهَا أَخَادِيدَ الْأَرْضِ».
آنهائيكه در گودالهاى زمينى اسكان داده است.