قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥٠
بمعنى نتاج بگيريم.
اين كلمه در كلام اللَّه فقط يكبار آمده است.
دفع: دادن. كنار كردن.
حمايت نمودن. دفع چون با «الى» متعدى شود بمعنى دادن است مثل «فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ ...» نساء: ٦ و چون با «عن» متعدى شود بمعنى حمايت و يارى آيد نحو «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» حج: ٣٨ خدا از مؤمنين حتما دفاع و حمايت ميكند، مفاعله در آيه ظاهرا براى مبالغه است.
و چون بنفسه متعدى شود بمعنى كنار و دور كردن آيد مثل «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ، السَّيِّئَةَ» مؤمنون: ٩٦ سيّئة مفعول «ادفع» است يعنى بدى را با طريق نيكو دفع كن.
و نحو «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» حجّ: ٤٠.
اين سه مطلب از مفردات راغب و اقرب الموارد استفاده شده است.
«فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ ... وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ» بقره:
٢٥١ نظير اين آيه شريفه آيه ذيل است «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» حج: ٤٠.
از هر دو آيه بخوبى روشن است كه اگر دست ستمكاران هميشه باز بود و خدا آنها را با نيكان و يا با بدان مثل خود از بين نمىبرد و سر جاى خودشان نمىنشاند فساد عالم را ميگرفت و حتى آثار پيامبران از بين ميرفت ولى با كودتاها و ترورها و جنگها ستمگران از بين ميروند و نيكو كاران و يا ستمكاران ديگر جاى آنها را ميگيرند و از كار آنها بيزارى ميكنند و اين باعث بقاء جامعهها ميشود صدر هر دو آيه در باره يارى خداست نسبت بمؤمنان در مقابل كفّار، ولى مطلب هر دو آيه قاعده كلّى است.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٢ ؛ ص٣٥١