قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٧
براى آن بود كه نامه را با آن ختم و مهر ميكردند.
صدر آيه شريفه در باره ازدواج حضرت رسول (ص) با دختر عمه خودش زينب است. زيد كه پسر خوانده آنحضرت بود زينب را بزنى گرفت و پس از طلاق دادن، حضرت او را تزويج نمود، مردم سر و صدا راه انداختند كه آنحضرت زن پسرش را بعقد نكاح خود در آورده است.
و چون زيد بن حارثه پسر خوانده آنحضرت بود و بحكم وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ احزاب: ٤ پسر خوانده پسر نيست و ازدواج با زن او حرام نمىباشد قرآن فرمود: محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، تا ازدواج او با زن زيد مانعى نداشته باشد.
در كشّاف و الميزان گويد:
امّا قاسم و طيّب و طاهر و ابراهيم كه پسران آنحضرت بودند پيش از حدّ بلوغ از دنيا رفتند و «رِجالِكُمْ» بآنها شامل نيست همچنين حسنين عليهما السلام كه آنحضرت قبل از بلوغ آنها از دنيا رفت و از «رِجالِكُمْ» در وقت نزول آيه خارج بودند. مراد از آيه آنست كه آنحضرت پدر هيچ يك از مردان شما نيست نه اينكه پدر كودكان هم نيست.
معنى آيه چنين ميشود: محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست (و زيد يكى از مردان است پدر او هم نيست و ازدواج با زن زيد براى او بلا مانع است).
و ليكن او رسول خدا و آخر پيامبران است و با او نبوّت بپايان رسيده و خدا بهر چيز داناست آنچه فرموده از روى علم و حكمت است. در باره اينكه خاتم نبيّين مستلزم خاتم رسولين نيز هست رجوع شود به «رسل».
خاتميّت آنحضرت
اگر گويند: چرا آنحضرت خاتم پيغمبران است و چرا بعد از وى پيغمبرى نخواهد آمد؟.
گوئيم: علّت خاتميّت آنحضرت