قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٩
خافيه: بمعنى پوشيده و شىء پنهان است (اقرب) يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ حاقّه: ١٨ آنروز آشكار ميشويد و هيچ نهانى كه از شماست، پنهان نميماند.
و آن در آيه شريفه بمعنى اسم فاعل است.
خُفْيَه: بضمّ اوّل مصدر است بمعنى پنهانى. ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ اعراف: ٥٥ يعنى پروردگار خود را بخوانيد با تضرّع و پنهانى. در الميزان احتمال داده كه مراد از تضرّع، آشكارا و از خفيه پنهانى باشد و چون آشكارا بودن مناسب عبوديت نيست لذا بجاى آن، تضرع آمده است.
نا گفته نماند خواندن خدا آشكارا و با صدا اشكال ندارد چنانكه از روايات و اعمال اولياء عليهم السلام مشهود است، فقط با صداى بلند و فرياد منهىّ است چنانكه مضمون آيه وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ اعراف: ٢٠٥ است و در «جهر» گذشت كه مراد از آن بنظر نگارنده فرياد است.
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى طه: ٧ اگر سخن آشكار گوئى او نهان و نهانتر را ميداند.
جهر بقول آنست كه ما فى الضمير را آشكار كنى و سرّ همان حديث مكتوم در نفس است و اخفى اسم تفضيل است و مخفىتر از سرّ بعقيده الميزان آنست كه بر خود انسان نيز مخفى باشد يعنى خدا، سخن آشكار و سرّ نهان و سرّيكه حتى بر خود شخص پوشيده است ميداند. در مجمع از صادقين عليهما السلام نقل شده: سرّ آنست كه در دل پنهان كردهاى و اخفى آنست كه بخاطرت رسيده سپس فراموش كردهاى.
قول الميزان نزديك باين سخن است.
و در اين خصوص اقوال ديگرى نيز هست كه چندان مفيد نيستند.