قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٩
إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ يس: ٢٩ در نهج البلاغه خطبه ١٩٦ در وصف قرآن فرموده
«وَ فُرْقَاناً لَا يَخْمُدُ بُرْهَانُهُ وَ تِبْيَاناً لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ».
خمر: پوشاندن. طبرسى گويد: اصل خمر بمعنى ستر و پوشاندن است. راغب ميگويد:
اصل خمر بمعنى پوشانيدن شىء است و بآنچه با آن چيزى را مىپوشانند خِمَار گويند ولى در تعارف، خِمَار مخصوص شده بآنچه زن سر خود را با آن مىپوشاند و جمع آن خمر (بر وزن عنق) است وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَ عَلى جُيُوبِهِنَ نور: ٣١ روسريهاى خود بر گريبانهاى خويش بزنند معنى اين آيه در «جيب» گذشت.
بشراب از آنجهت خمر گويند كه عقل را مىپوشاند و زايل ميكند چنانكه در مفردات و قاموس گفته است.
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ بقره: ٢١٩ همچنين است آيه ٩٠ و ٩١ مائده.
قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً يوسف ٣٦ طبرسى در اين آيه مضاف مقدر كرده و گويد اصل آن «اعصر عنب خمر» است و از زجّاج و ابن انبارى نقل كرده كه خمر باعتبار ما يؤل اليه است و بعضى گفتهاند كه عرب انگور را خمر مينامند. الميزان عقيده دارد كه عنب باعتبار ما يؤل خمر خوانده شده.
احتمال ديگرى كه بنظر نگارنده ميرسد آنست كه «خَمْراً» مفعول له باشد يعنى: براى شراب درست كردن ميفشارم. در اقرب گويد:
خمر در آيه بمعنى انگور است.
شراب بهشت
وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ محمد: ١٥ اين آيه در باره شراب بهشت است آنهم نهر نهر، آيا خمر بهشتى مست كننده و مزيل عقل است؟
شايد از «لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ» فهميده شود كه خمر بهشت مثل خمر دنيا