قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٥
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً اسراء ٤٥.
چون «مَسْتُوراً» صفت حجاب است لذا اين حجاب غير مرئى است:
مؤمن و غير مؤمن مثل عالم و غير عالم با آنكه در كنار هماند از هم بيگانهاند و فاصله زياد دارند و بزبان هم آشنا نيستند و ميانشان پرده نامرئى وجود دارد كه از هم جداشان ميكند. تعجّب نادان از دانا بيش از تعجّب دانا از نادان است.
حجّ: قصد. (قاموس) طبرسى فرمايد: آن در لغت بمعنى قصد پى در پى و در شريعت قصد خانه خداست براى عمل ... فَمَنْ حَجَ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما بقره: ١٥٨ هر كه بيت را قصد كند (عمل حجّ آورد) يا عمره انجام دهد بر او گناهى نيست كه بر صفا و مروه طواف كند.
راغب در مفردات قرآن گفته كه: حجّ بفتح اوّل مصدر و بكسر اوّل اسم است. صحاح و قاموس نيز چنين گفته است در اقرب- الموارد گويد: حجّ بكسر اوّل لغتى است در حجّ (بفتح اوّل) بعضى گفتهاند بفتح اوّل اسم و بكسر اوّل مصدر است.
تدبّر در آيات قرآن نشان ميدهد كه حجّ بفتح اوّل اسم استعمال شده و بكسر اوّل مصدر، چنانكه اقرب الموارد نقل كرده است مثل الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَ الْحَجَ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِ بقره: ١٩٧ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِ بقره: ١٨٩ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِ بقره: ١٩٦ در اين آيات چنانكه مىبينيم، حجّ اسم است و منظور از آن اعمال حجّ است.
ولى در آيه وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا آل عمران: ٩٧ مصدر بكار رفته است يعنى براى خداست بر مردم قصد بيت و اعمال حجّ آوردن كسيكه قدرت رفتن داشته باشد.