قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٥
است از جانشين گذاشتن يا جانشين شدن. در مجمع نقل شده: شب خِلْفه روز و روز خِلْفه شب است زيرا يكى از آنديگرى جانشين ميشود:
خِلَاف: مصدر باب مفاعله بمعنى مخالفت و ناسازگارى است و بگمان ابو عبيده بمعنى بعد (پس) است فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ توبه: ٨١ باز گذاشتگان بقعودشان بر خلاف رسول خدا شاد شدند وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا اسراء:
٧٦ آنگاه در مخالفت تو جز اندكى توقّف نميكنند. بنا بر قول ابو عبيده معنى آن در هر دو آيه پس است يعنى از پس تو جز اندكى نمانند هكذا آيه اوّل.
لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ اعراف: ١٢٤ قطع از خلاف آنست كه مثلا دست راست را با پاى چپ و يا بالعكس ببرند اين سخن فرعون است نسبت بساحران كه بموسى ايمان آوردند در سوره طه: ٧١- شعراء: ٤٩ نيز آمده است.
خالف: بمعنى مانده مثل ترك شده است (مفردات) فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ توبه: ٨٣ بنشينيد با بازماندگان. (مثل زنان و اطفال كه مىمانند و بجهاد بيرون نميشوند).
خالفه: بمعنى عمود آخر خيمه است و گاهى از زنان بمناسبت ماندن در خانه و خارج نشدن بجنگ خوالف تعبير ميكنند (مفردات) رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ توبه: ٨٧ و ٩٣ راضى شدند كه با زنان باز مانده، باشند طبرسى از زجاج نقل ميكند: زنانرا خوالف گويند بعلّت تخلّف از جهاد ولى جايز است كه جمع خالفه باشد و در مردان استعمال شود خالف و خالفه آنست كه نانجيب باشد در دو محل جمع فاعل فواعل آمده مثل فارس فوارس و هالك هوالك.
معنى آيه بعقيده طبرسى آنست:
راضى شدند اينكه با زنان و اطفال و مريضان و باز نشستگان باشند.