قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٤
و شايد مراد از «بَيْضٌ مَكْنُونٌ- ... لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ» نيز صفا و زيبائى و پاكى آنهاست.
خَيْراتٌ حِسانٌ شايد مراد از خيرات اخلاق خوب باشد يعنى نيك خويان خوب رويان.
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ طمث بمعنى خون حيض و بكارت است چون زن قاعده و يا ازاله بكارت شود گويند «طمثت المرئة» يعنى: پيش از شوهران نه انسى و نه جنّى با آنها نزديكى نكرده و ازاله بكارت ننموده است.
«أَتْرابٌ» جمع ترب بمعنى همسال است ظاهرا مراد آنست كه با شوهرانشان همسالاند و احتمال دارد كه مراد از آن همتائى باشد يعنى از حيث سنّ و سال و قيافه و زيبائى و غيره با شوهران خود همتا هستند. رجوع شود به «ترب» «أَبْكاراً ...، عُرُباً، ... كَواعِبَ» گفتهاند مراد از ابكار آن است كه هميشه باكرهاند در صافى روايتى بدين مضمون از امام صادق عليه السّلام نقل است. «عرب» «مثل عنق» جمع عروبة و آن زنى است كه الفت و عشق و محبت خود را بشوهر اظهار ميدارد پس عرب يعنى مهربانان نسبت بشوهران. «كَواعِبَ» جمع كاعب و آن دخترى است كه پستانهايش بر آمده باشد يعنى: نار پستانها.
خلاصه آنچه در وصف ازواج بهشتى گفته شد بدين قرار است.
١- پاكان و پاك نهادان.
٢- سيمين تنان.
٣- بزرگ چشمان.
٤- ياقوت و مرجان و مرواريد صفتان.
٥- نيكو خويان و زيبا رويان.
٦- همسالان با شوهران.
٧- نگاه دوختگان بشوهران خود يا نگاه كنندگان با ناز و كرشمه.
٨- هميشه دوشيزگان.
٩- مهربانان بشوهران خود.
١٠- نار پستانها.
١١- زنانيكه احدى بآنها دست نزده است.