قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٣
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ عنكبوت: ٦٤.
در مجمع از ابو عبيده نقل ميكند كه حيوان (بر وزن قمران) و حيات هر دو بيك معنى است قاموس نيز چنين گويد. يعنى:
اين زندگى دنيا فقط مشغوليّت و بازيچه است و خانه آخرت آن زندگى حقيقى است ايكاش ميدانستند.
در اقرب نقل است كه مراد از آن حياتى است كه مرگ در پى ندارد.
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُ الْقَيُّومُ بقره: ٢٥٥- آل عمران: ٢ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِ الْقَيُّومِ طه: ١١١ وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِ الَّذِي لا يَمُوتُ فرقان: ٥٨ هُوَ الْحَيُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ غافر: ٦٥.
حىّ از اسماء حسنى است و آن صفت مشبهه است و دلالت بر دوام و ثبات دارد. حيات خداوند عين ذات اوست، حيات همه موجودات از خداست و از آنها قابل انفكاك است ولى حيات خدا از خدا قابل انفكاك نيست. دليل اين مطلب قيد الَّذِي لا يَمُوتُ است كه گذشت يعنى: زندهايكه هرگز مرگ ندارد و آيه هُوَ الْحَيُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كه قصر حقيقى است يعنى زنده واقعى و حقيقى فقط او است و زندگى ساير موجودات عارضى و از جانب غير است و حكم هلاكت بر آنها عموميّت دارد كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ قصص: ٨٨.
اگر گويند: چه ميگوئيد در خلود قيامت كه اهل بهشت و جهنّم زنده بودنشان ابدى است؟
گوئيم: ابديّت و خلودشان از جانب خداست نه عين وجودشان.
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً نساء: ٨٦.
تحيّت: هر دعا و ثنا و تعارفى است كه شخص در روبرو شدن با شخص ديگر بر زبان مياورد و آن