قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٧١
افتاده است. ميشود گفت كه دربانان اجازه ورود ندادهاند و يا موقع ورود ديگران بمحضر او نبوده و در بسته بود و اهل دعوى چارهاى نداشتهاند جز آنكه از ديوار بالا بروند و اگر محراب بمعنى معبد باشد، اين احتمال قوى ميشود كه وقت عبادت و مناجات داود بوده نه وقت پذيرائى.
در قصص قرآن نوشته محمد احمد جاد المولى ترجمه آقاى سيد محمد باقر موسوى در جمله «تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ» دو احتمال داده يكى آنكه از ديوار بالا رفتند و ديگرى آنكه در اطرف داود چون ديوار حلقه زدند يعنى حلقه زدند گوئى در اطراف داود در محراب ديوارى تشكيل دادهاند.
در اين صورت ترس داود ظاهرا از بى موقع وارد شدن آنهاست.
٣- ظاهر آنستكه اهل دعوى مردم عادى بودهاند نه ملك يكى از بزرگان فرمايد: اكثر مفسّران بپيروى از روايات گفتهاند اهل دعوى كه بر داود وارد شدند چند نفر ملك بودهاند خدا آنها را فرستاد و خواست داود را امتحان كند ...
بعد فرموده: خصوصيات قصّه مثل بالا رفتن بر ديوار و ورود غير عادى كه او را ترساندند، و كذا توجّه داود كه اين امتحان خدائى است نه قضيّه عادى و سپس فرمود:
ميان مردم بحق داورى كن و پيرو هواى نفس مباش و ظهورش در آنست كه خدا امتحانش كرده تا او را در خلافت و قضاوت محكم و متوجّه كند. همه اينها مؤيّداند كه وارد شدگان ملك بوده و بصورت بشر در آمدهاند، على هذا قصّه تمثّل است كه چند نفر ملك در صورت اهل دعوى ممثّل شده و قضاوت خواستهاند و حكم داود كه گفت:
«لَقَدْ ظَلَمَكَ ...» اگر حكم منجز باشد حكمى است در ظرف تمثّل مثل آنكه آنها را در خواب ديده و آن حكم را كرده است و معلوم است كه در ظرف تمثّل تكليف نيست مانند عالم رؤيا، تكليف