قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٦
در عين حال كه فقير است از كسى سئوال نميكند و اظهار حاجت نمىنمايد تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ بقره: ٢٧٣ با علامتشان آنها را ميشناسى.
حرى: فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً جنّ: ١٤ در مجمع گويد: اصل تحرّى بمعنى طلب شىء و قصد آنست معنى آيه: پس هر كه اسلام آورد آنها قصد نجات كردهاند در اقرب الموارد هست:
«تحرّى الامر: قصده و منه فى القرآن «فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً».
حزب: دسته. (صحاح) موارد استعمال آن در قرآن مجيد نشان ميدهد كه وحدت عقيده و هدف در آن ملحوظ است و گرنه هر دسته و جماعت را حزب نگويند أَلا إِنَ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مجادله: ٢٢ پيداست كه حزب اللّه و انصار خدا در صورتى است كه داراى هدف واحد و ايمان واحد باشند.
حزب الشيطان كسانىاند كه از اغواهاى شيطان تبعيت ميكنند أَلا إِنَ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ مجادله: ١٩ أحزاب جمع حزب بمعنى دستههاست وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ هود:
١٧ جنگ احزاب از آنجهت باين نام ناميده شد كه دستههاى قريش، غطفان، اسد، و يهود در جنگ با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم كلام شدند و بمدينه لشگر كشيدند (مجمع البيان) علت تسميه سوره احزاب نيز همان است وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ احزاب: ٢٢.
«احزاب» يازده مرتبه در قرآن مبين آمده و همه در مقام ذمّ است و مراد از آنها دستههاى اهل كتاب و مشركين و تكذيب كنندگان پيامبران است.
حزن: اندوه. غصه (قاموس، صحاح) وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ ... يوسف: ٨٤ چشمانش از غصّه سفيد (نابينا) گرديد.
قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ يوسف: ٨٦ در (ب ث ث) گذشت كه مراد از بثّ، اندوهى است