قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٦٢
خدا ششم آنهاست و نه كمتر از آن و نه بيشتر از آن مگر آنكه خدا با آنهاست.
دُنْيَا: دنيا مؤنّث ادنى است اگر آنرا از دنىء و دناءت بگيريم بمعنى پستتر و اگر از دنوّ بحساب آوريم بمعنى نزديكتر است و آن پيوسته وصف است و احتياج بموصوف دارد مثل حيات دنيا، عذاب دنيا، سعادت دنيا.
و زندگى دنيا را دنيا ميگوئيم يا از اين جهت كه نسبت بزندگى آخرت پستتر و نا چيزتر است و يا از اين حيث كه اين زندگى از زندگى آخرت بما نزديكتر است.
از آيات شريفه استفاده ميشود كه آن بمعناى دوّم است و اصل آن دنوّ ميباشد زيرا كه در آيات زيادى با آخرت مقابل افتاده است مثل «أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ» بقره: ٨٦ «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» بقره: ٢٠١ «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» آل عمران: ٢٢ «قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى» نساء: ٧٧.
كلمه دنيا بنا بر تعداد المعجم المفهرس صد و پانزده بار در قرآن مجيد تكرار شده است و در تمام آنها صفت زندگى كنونى است مگر در چهار محل كه صفت آسمان و كنار بيابان آمده است.
مثل «إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ» انفال: ٤٢. عدوه بمعنى حاشيه و كنار بيابان است و قصوى مؤنّث اقصى است، يعنى آنگاه كه شما مسلمين در نزديكترين حاشيه وادى بمدينه بوديد و آنها در دورترين كنار آن، و كاروان ابو سفيان پائينتر از شما بود.
«إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ» صافات: ٦ يعنى ما آسمان نزديكتر را مزيّن گردانديم با زينتى كه كواكب باشد. همچنين است آيه ١٢ سوره فصّلت و ٥ سوره ملك.
در اين آيات كلمه دنيا قطعا