قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٧٩
الْإِنْسَانُ فِي الْمَاءِ الدَّائِمِ».
يعنى نهى شده انسان در آب ايستاده بول كند. و گويند «أَدَمْتُ الْقِدْرَ و دَوَّمْتُهَا» يعنى با ريختن آب غليان ديك را آرام كردم.
راغب گويد از همين است كه گوئيم «دَامَ الشَّيْءُ» يعنى زمان بر آن ممتد و زياد شد.
«وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» مريم: ٣١ نماز و زكوة را تا زندهام بر من توصيه كرد.
«قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها» مائده: ٢٤ «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ» رعد: ٣٥.
دون: غير. حقير. ناقص از ديگرى و بمعنى پائين، فوق، جلو، عقب نيز بكار رفته است.
«وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ» بقره: ١٠٧ «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ» نساء: ٤٨ در آيه اوّل بمعنى غير است و در آيه دوّم شايد بمعنى غير و يا بمعنى حقير و پائين باشد يعنى: پائين از شرك و يا غير از شرك را مىبخشد.
«وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً» جنّ:
١١ دون در اين آيه ميشود بمعنى غير و يا بمعنى پائين و پست باشد يعنى بعض از ما صالح و بعض غير او و پائين از اواند فرقههاى مختلف هستيم.
«فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً» مريم: ١٧ «وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ» قصص: ٢٣ «وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ» رحمن: ٦٢.
ممكن است مراد از «دُونِهِما» معناى پائين در رتبه باشد يعنى دو بهشت ديگر كه از حيث وضع پائينتر از آندو است. در صحاح دون بمعنى قرب آمده است و ميشود گفت كه در آيه بمعنى قرب است يعنى نزديك آندو، دو بهشت ديگرى هست.
دين: بفتح اوّل قرض.
«مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ ...» نساء: ١١ «إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ