قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٢
كه خورشيد در محلى كه آب آن تيره رنگ بود فرو ميرفت. مسلم است كه خورشيد در محلى معيّن غروب نميكند ولى اگر در سواحل دريا ايستاده باشيم، در نتيجه كرويّت زمين و انحناى سطح آب خواهيم ديد كه خورشيد هنگام غروب كم كم و آرام آرام در سينه دريا جاى ميگيرد (ذو القرنين ترجمه باستانى پاريزى ص ٩٣).
حمد: ستايش. ثنا گوئى.
ستودن. وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا ... آل عمران: ١٨٨ و دوست دارند براى كاريكه نكردهاند ستوده و مدح شوند. در نهج البلاغه خطبه ٢٢٠ آمده:
«اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فِيهِ فَرَضِيَ سَعْيَهُمْ وَ حَمِدَ مَقَامَهُمْ».
خدا بآنها توجّه كرد. از سعىشان خشنود شد و مقامشان را ستود. و در حكمت ١٣١ در باره دنيا فرموده:
«فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ النَّدَامَةِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ يَوْمَ الْقِيمَةِ».
دنيا را مردانى در صباح پشيمانى ذمّ كردند و مردان ديگرى روز قيامت آنرا ستودند. زيرا كه ديدند بوسيله آن صاحب بهشت شدهاند.
تدبّر در موارد استعمال نشان ميدهد كه: حمد بمعناى ستودن، ستايش، ثنا گوئى، مدح، و تعريف كردن است.
راغب در مفردات گويد:
حمد خدا بمعنى ثنا گوئى اوست در مقابل فضيلت. حمد از مدح اخصّ و از شكر اعمّ است، زيرا مدح در مقابل اختيارى و غير اختيارى ميشود مثلا شخص را در مقابل طول قامت و زيبائى اندام كه غير اختيارى است و همچنين در مقابل بذل مال و سخاوت و علم مدح ميكنند ولى حمد فقط در مقابل اختيارى است.
و شكر تنها در مقابل نعمت و بذل بكار ميرود پس هر شكر حمد است ولى هر حمد شكر نيست و هر حمد مدح است ولى هر مدح حمد نيست.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ فاتحه: ٢ اين تعبير شش بار در