قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٩
الْخَيْرُ مَنُوعاً معارج: ٢٠ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ زلزله: ٧- ٨.
نا گفته نماند شرّ و خير هر دو امر وجودىاند چنانكه صريح آيات فوق است مثلا در آيه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ نميشود گفت:
هر كه عدم را عمل كند آنرا خواهد ديد سيل و زلزله و غيره نسبت بانسان شرّ است و وجود است نه عدم چنانكه مثلا عسل نسبت بانسان خير و وجود است حكم اين هر دو يكسان است. فلاسفه كه بعدمى بودن شرّ قائلاند مثل قائلين بيزدان و اهريمن هر دو باشتباه رفتهاند.
گر چه هر دو دسته خواستهاند از نسبت دادن شرّ بخدا جلوگيرى كنند. ولى دسته اوّل واقعيت را درك نكرده و دسته دوّم سلطنت خدا را ناتمام نمودهاند.
چرا خدا شرّ ميافريند؟
خداوند اوّلا و بالذات، شرّ بوجود نمياورد بلكه مردم در اثر اعمال بد پديدههاى عالم را نسبت بخود شرّ ميكنند، بعبارت روشنتر مردم از دستور حق و عدالت منحرف ميشوند و در نتيجه خداوند براى آنها شرّ پيش مياورد و آنچه ميبايست خير و مفيد شود شرّ و مضرّ ميگردد.
براى درك اين مطلب بايد دست بدامن قرآن زد. قرآن ميفرمايد:
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ سباء: ١٦- ١٧.
آيه صريح است در اينكه آمدن سيل و از بين رفتن وسائل زندگى قوم سباء در اثر اعراض از دستور خداوند بوده است، پس سيل را كه نسبت بآنها شرّ بود، خدا فرستاد و خدا اين كار را كرد چنانكه فرمود فَأَرْسَلْنا ولى چرا خدا اين شرّ را بوجود آورد؟
زيرا كه آنها كفور شدند و اعراض كردند وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ چقدر خنده آور است بگوئيم سيل