قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩
سبب تبدّل سيّئات بحسنات است و شايد انشاء اللَّه در «عمل» بطور مشروح ذكر شود.
حبك: (بر وزن عنق) وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ ذاريات:
٧ مجمع البيان آنرا جمع حِبَاكٌ و حَبِيكَة گفته و طرائق (راهها) معنى كرده است يعنى قسم بآسمان كه در آن راههاست. و اصل آن بمعنى بستن و محكم كردن است چنانكه در قاموس آنرا قبل از هر معنى آورده است. بمعنى خوبى و زينت نيز آمده است.
قول مجمع البيان در مورد آيه از همه بهتر بنظر ميرسد زيرا در آيات ما قبل صحبت از بادها و ابرهاست كه در آسمان روانند و راههاى مخصوصى دارند پس بجاست كه بعد از ذاريات و جاريات و مقسّمات و حاملات كه همه در جوّ آسماناند گفته شود: سوگند بآسمان كه داراى راههاست و شايد يكى از مؤيّدات آن آيه ما بعد باشد كه فرموده «إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ» زيرا اختلاف يك نوع راه راه بودن است. احتمال اخير، قول الميزان است. مؤيد ديگر، اين آيه است كه در باره آسمان فرموده وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ مؤمنون: ١٧ شايد راههاى عروج و نزول ملائكه و ورود اشعه كيهانى و انوار و غيره نيز مراد باشد.
حبل: ريسمان. مثل فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ مسد: ٥ در گردن او ريسمانى است از ليف خرما. جمع آن حبال است مثل فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ شعراء:
٤٤ پس ريسمانها و عصاهاى خود را انداختند.
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا آل عمران: ١٠٣ مراد از حبل اللَّه دين خداست، شايد علّت اين تسميه آنست كه دين واسطه بين خدا و مردم است چنانكه بقرآن مجيد از آنجهت حبل گفتهاند در حديث ثقلين هست كه يكطرف قرآن بدست خداست و طرف ديگر بدست شما. در نهج البلاغه خطبه