قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٢
إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ مرسلات: ٣٢ صفر جمع اصفر است (اقرب الموارد) جمالة جمع جمل. معنى آيه:
آن آتش شرارههائى ميافكند چون بنائى بلند كه گوئى شتران زرد گون است.
گويا شراره در بزرگى بقصر و در رنگ بشتر تشبيه شده است.
قصر را بمعنى درخت بزرگ و جمالة را جمع جمل بمعناى ريسمان كشتى نيز گفتهاند و اللّه العالم.
جمله: اجزاء جمع شده.
در اقرب الموارد هست «الْجُمْلَةُ:
جَمَاعَةِ الشَّيْءِ» لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً فرقان: ٣٢ چرا قرآن همه يكبار باو نازل نشده؟
راغب معتقد است كه جمال بمعنى زيبائى بسيار است و كثرت در جمله بدان اعتبار ميباشد.
جمال: زيبائى كثير. (مفردات) طبرسى خوش منظرى و زينت گفته است وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ نحل: ٦ شما را در چهار پايان آنگاه كه از چراگاه بر ميگردانيد و آنگاه كه بچراگاه ميفرستيد زيبائى و خوشمنظرى هست.
جَمِيلٌ و جُمَالٌ (بر وزن غلام و جَمَّال (بر وزن طلّاب) براى مزيد زيبائى است (مفردات) ... فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ... يوسف: ١٨ خويشتن دارى نيكوست فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا معارج: ٥ صبر كن صبرى نيكو.
جمّ: كثير. بسيار (مجمع البيان- اقرب) وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا فجر: ٢٠ لمّ بمعنى جمع كردن و جمع شده هر دو آمده است چنانكه جمّ نيز چنين است ولى در آيه شريفه صفت مراد است نه مصدر يعنى:
ميراث را يكجا ميخوريد (اكلى كه شامل نصيب خود و ديگران است) و مال را بسيار دوست ميداريد.
در نهج البلاغه هست كه بكميل فرمود
«إِنَّ هَيهُنَا لَعِلْماً جَمّاً ...