قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٠
من تصوّر ميكنم كه نظر در آيه اوّل بجعل زوجيّت است كه يك معناى ثانوى است و در آيه دوم آفريدن زوج مراد است آفريدن زن و مرد در مرتبه اوّل و زوجيّت در مرتبه ثانى قرار گرفته است. و انتزاعى است.
جفاء: بضمّ اوّل كنار افتاده. (مجمع البيان) اسم ممدود است مثل غثاء فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ ... رعد: ١٧ امّا كهف در حاليكه كنار افتاده است نابود ميشود امّا آنچه بمردم سود ميدهد در زمين مىماند «جفاء» حال است از «الزبد» و فقط يكبار در كلام اللَّه مجيد آمده است.
جفن: و جَفْنَه: كاسه. بعقيده راغب مخصوص ظرف طعام است جمع آن جفان بكسر اوّل ميايد يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ سباء: ١٣ براى سليمان آنچه ميخواست ميساختند از قبيل كاخها و تمثالها و كاسههائى ببزرگى حوضها. «جفان» بيشتر از يكبار در قرآن نيست.
جفو: كنار شدن. دور شدن در قاموس هست «جَفَا جَفَاءً وَ تَجَافَى: لَمْ يَلْزَمْ مَكَانَهُ» در اقرب الموارد تصريح ميكند كه اصل آن واوى است. لذا در عنوان «جفو» آورديم با آنكه مصدرش جفاء است.
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً ...
سجده: ١٦ آيه در تعريف اهل ايمان است يعنى پهلوهايشان از خوابگاهها دورى كند و پروردگارشان را با بيم و اميد ميخوانند (و براى عبادت و مناجات خدا از خواب و خوابيدن دور ميشوند) اللهمّ اجعلنا منهم اين صيغه و اين مادّه بيشتر از يكبار در كلام اللّه نيامده است.
جلب: جَلَبَه: صيحه. إِجْلَاب:
راندن با صيحه (مجمع البيان) راغب جلب را راندن و اجلاب را صيحه زدن با قهر گفته است وَ اسْتَفْزِزْ