قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٧٠
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ. قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ. يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ...» ص: ٢١- ٢٦.
يعنى: آيا خبر و داستان خصومت كه اهل دعوى بر غرفه داود بالا رفتند بتو رسيده است؟
چون بر داود وارد شدند از ايشان بترسيد، گفتند: مترس دو صاحب دعواست كه بعضى از ما بر بعضى تجاوز كرده ميان ما حكم كن و جور مكن و ما را براه راست رهبرى كن. اين برادر من است نود و نه ميش دارد، من فقط يك ميش دارم ميگويد، آنرا بمن ده و كفيلم گردان و در گفتار بر من غلبه كرده. داود گفت: حقّا كه در خواستن ميش تو كه بر ميشهاى خود ضميمه كند با تو ستم كرده است و بسيارى از شريكان بهمديگر ستم ميكنند مگر آنانكه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دادهاند و آنها كماند، داود بدانست كه امتحانش كردهايم، از پروردگار خويش آمرزش خواست.
و بركوع افتاد و بر گشت.
اين حادثه را بر او بخشيديم و براى او نزد ما تقرّب و باز گشت خوبى هست. اى داود ما تو را در زمين جانشين كرديم ميان مردم بحق داورى كن.
از اين آيات چند مطلب بدست ميايد.
١- اهل مخاصمه دو نفر بودهاند ولى چند نفر نيز با آنها آمدهاند زيرا «تَسَوَّرُوا» و «دَخَلُوا» جمعاند و هيچ مانعى ندارد كه آنها چند نفر را همراه آورده باشند.
٢- اهل دعوى بر غرفه داود بالا رفته و از محل معمولى وارد نشدهاند و داود از آنوضع بهراس