قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٦٣
بمعنى نزديكتر است. در بعضى از آيات مثل «مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا» شورى: ٢٠ كه حيات ذكر نشده در تقدير ميباشد يعنى «حَرْثَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا».
جوهرى در صحاح گفته:
دنيا بعلت نزديك بودنش دنيا ناميده شده در قاموس و اقرب گفته:
دنيا نقيض آخرت است. در نهايه ميگويد دنيا اسم اين زندگى است كه آخرت از آن دور است.
دهر: زمان. چنانكه در صحاح و قاموس گفته است. ابن اثير و اقرب الموارد آنرا زمان طويل گفتهاند، مجمع گذشتن شب و روز گفته كه همان زمان باشد.
راغب ميگويد: دهر در اصل نام مدّت عالم است از اوّل تا آخر سپس هر مدّت كثير را دهر گفتهاند و آن بر خلاف زمان است كه زمان بر قليل و كثير گفته ميشود.
در نهج البلاغه خطبه ٣٢ آمده
«أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ ...».
يعنى در زمانى عنود و چموش واقع شديم.
نا گفته نماند دهر را زمان مطلق معنى كردن بهتر است چنانكه از صحاح و قاموس و مجمع نقل شد «وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ...» جاثيه: ٢٤ يعنى گفتند نيست زندگى مگر فقط اين زندگى ما، مىميريم و عدهاى متولّد ميشوند و ما را فانى و هلاك نميكند مگر گذشت زمان و توالى شب و روز.
«هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً» انسان: ١ آيا آمد بر انسان مدّتى از روزگار كه چيزى ياد شده نبود.
بنظر ميايد كه الف و لام الدّهر در هر دو آيه براى عهد است يعنى دهر معلوم در مجمع البيان ذيل آيه اوّل نقل شده در حديث از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت است
«لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الدَّهْرُ».
يعنى:
زمانه را فحش ندهيد زيرا كه خدا همان زمان است.
اين حديث در نهايه بدين صورت