قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٦
تسميه ميايد مثل «دَعْوُت ابْنِى هَذَا زِيداً» يعنى او را زيد ناميدم.
فكر ميكنم كه «دَعَوْا» در آيه فوق بمعنى نسبت باشد يعنى: اينكه بخدا نسبت فرزند دادند و اين بمعنى دعاء نزديك است طبرسى بطور ترديد: خواندن و ناميدن گفته است.
فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ ...
محمد: ٣٥ سست نباشيد و كفّار را بمسالمت نخوانيد شما پيروز هستيد، خدا با شماست. بنظر ميايد مراد آنست كه در اثر سستى آنها را بصلح نخوانيد و گر نه اسلام دين صلح و مسالمت است وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ نساء: ١٢٨.
وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ فصلت:
٣١ وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ ملك: ٢٧.
تَدَّعُونَ از باب افتعال بمعنى خواستن است باحتمال قوى مراد از آن مبالغه است يعنى بشدّت ميخواستيد و لذا آنرا تمنّى و آرزو گفتهاند معنى دو آيه چنين ميشود: براى شما در بهشت هست آنچه دلتان ميخواهد و آنچه آرزو ميكنيد و گفته ميشود: اين همان عذاب است كه بشدت ميخواستيد و ميگفتيد:
مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ بقره:
١٧١.
از مجمع البيان بدست ميايد كه دعا مطلق خواندن و نداء خواندن با صداى بلند است على هذا نداء از دعا اخصّ است. راغب ميگويد:
دعا مثل نداء است مگر آنكه نداء گاهى فقط خواندن است بدون ذكر اسم ولى دعا بيشتر با ذكر اسم ميشود مثل: اى زيد و در باب نون گفته: نداء بلند كردن صدا و اظهار آنست و گاهى بمجرد صدا اطلاق ميشود.
بنظر ميايد فرقيكه از مجمع