قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٢
لاحق شدند، آخريها در باره اوّليها گويند: خدايا اينها ما را گمراه كردند.
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ نمل: ٦٦ علمشان در باره آخرت قطع شده.
در الميزان ميگويد: تدارك آنست كه اجزاء شىء پشت سر هم آيند تا چيزى از آنها باقى نماند و معنى «تدارك علمهم فى الآخرة» آنست كه علم خويش را در غير آخرت صرف كردهاند و براى درك آخرت علمى نمانده است نظير قول خدا: بگذر از آنانكه از ذكر ما اعراض كرده جز زندگى دنيا اراده ننمودهاند اين است درك آنها از علم (و فقط زندگى دنيا را درك ميكنند) «ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ».
و در باره تكرار «بل» گفته است بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ يعنى در باره آن علم ندارند گوئى بگوششان نرسيده است بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها يعنى خبر آنرا شنيدهاند ليكن شكّ كرده و يقين ننمودهاند بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ يعنى عدم اعتقاد آنها از خودشان نيست بلكه خدا كورشان كرده است.
نا گفته نماند با ملاحظه آيات قبلى بايد گفت مراد از «ادّراك» تكامل اسباب علم است يعنى: بلكه اسباب دانش آنها در باره آخرت كامل است ولى توجّه بآنها نكرده و در شكّاند، نه بلكه از ديدن آخرت كوراند كه توجّهى باسباب علم آن ندارند.
بعضىها گفتهاند: علم آنها در آخرت بيكديگر رسد و بآخرت يقين پيدا ميكنند. ولى اين خلاف ظاهر است.
درهم: نقره سكّه دار كه با آن معامله ميكنند (راغب) در اقرب آمده: معرّب است و اصل آن يونانى ميباشد وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ يوسف:
٢٠ او را بقيمت كم كه درهمى چند بود فروختند. اين كلمه تنها يكبار در كلام اللّه مجيد آمده است.