قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٠
است يعنى «يَدْحَرُونَ دُحُوراً» (مجمع) ممكن است مثل «قعدت جلوسا» باشد معناى آيه چنين است: طرد ميشوند از هر طرف طرد بخصوصى در نهج البلاغه خطبه ١٤٩ فرموده
«وَ أَسْتَعِينُهُ عَلَى مَدَاحِرِ الشَّيْطَانِ».
از خدا يارى ميخواهم بر اعماليكه شيطان را طرد و دفع ميكنند در نهايه ميگويد: دحر دفع كردنست بقهر و براى اذلال و اهانت، قول مجمع نيز چنين است.
دحض: لغزيدن. سقوط.
مجمع ذيل آيه ١٤١ صافات آنرا سقوط معنى كرده و گويد اصل دحض محلّ لغزش است كه راه رونده در آن ميافتد. در صحاح مكان دحض را (بر وزن فلس و فرس) مكان لغزنده گفته در نهج- البلاغه خطبه ١٤٧ هست
«وَ إِنْ تَدْحَضِ الْقَدَمُ ...».
يعنى اگر قدم لغزيد.
آنانكه دحض را زوال و بطلان گفتهاند بمناسبت معناى اصلى آن است.
وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَ غافر: ٥ بباطل مجادله كردند تا حق را بدان ساقط كنند و از بين ببرند.
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ صافات ١٤٠- ١٤١ آنگاه كه در حال قهر بطرف كشتى پر رفت با آنها قرعه كشيد و از افتادگان شد «مدحضين» نشان ميدهد كه بدريا انداختگان چند نفر بودند و يونس عليه السّلام يكى از آنها بود و گرنه گفته ميشد «فكان مُدْحَضاً».
وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ شورى: ١٦ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ يعنى دليل آنها ساقط و باطل و غير قابل قبول است معنى اين آيه در «حجّ» گذشت.
دحو: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها. أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها نازعات: ٣٠- ٣١.
طبرسى فرموده: دحو و دحى هر دو بمعنى بسط و گستردن است.